یاد تو

ستاره قول میدهم
تا ابد
هر وقت پنجره را باز کردم
…و یاد تو افتادم
…
ستاره،
اصلاً هیچوقت پنجره را باز نمیکنم.
بگذار مردم بدانند/فکر کنند
سالهاست تمام قولهایم را فراموش کردهام…
سالهاست،
پشت پرده در انتظار ابر لحظهشماری میکنم.
ستاره، تو که قولهای مرا باور [نـ]ـمیکنی؟! میکنی؟
تو که هرگز دوباره پشت پنجره قدم نمیزنی؛ میزنی؟
تو که هرگز نمیروی؛ میروی؟
پنجره را هم با تو
دفن میکنم.
