مرداد ۲۸م, ۱۳۸۵

می خواهم دوباره بنویسم

Posted in آشفتگى‌ ها, تراوشات, روزنوشت by ژنرال فرهاد

می خواهم دوباره بنویسم
اما به یه چیز ی احتیاج دارم
به یه امام زمان که رفت
اما اون جور که من خواستم برنگشت
( از خود خواهی های کثیف منه این جور خواستنا )
روزمره گی ها روزهای نیامده را سقط می کنند
و من کم نیاورده ام
کم گذاشته اممی خواهم دوباره بنویسم

صحنه

باز منو فریاد..