دی ۲م, ۱۳۸۵

Me & …

Posted in آشفتگى‌ ها, تراوشات, روزنوشت by ژنرال فرهاد
خط خورده‌اند.
مرده‌اند.
پاره‌شان کردم‌ام.
هیچ‌کس سراغی ازشان نمی‌گیرد.
من هم.