Tag Archives: 22 خرداد 88
Article

تغییر

این روزها با نزدیک شدن به ۲۲ خرداد ، تب و تاب انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری که از هر دوره سردتر بوده !! در حال تغییر هست و کمی رو به گرمی میبرد !
ولی هنوز به اوج خودش نرسیده و به نظر من نخواهد رسید و در قشر خاصی از جمعیت و عده ای از دانشجوها و فعالان سیاسی این تب و تاب به درجات داغش میرسد ! ولی باید امید داشت که اونطور که جریان های پشت پرده ای که در خفا برای شرکت نکردن مردم در انتخابات آزاد نقشه میکشند و برنامه میریزند و در حضور رسانه ای و روزنامه ای از شرکت پرشور مردم حمایت میکنند و همه را به شرکت در انتخابات تشویق میکنند ، تیرشان به سنگ بخورد و مردم با هر نوع تفکر و علایق سیاسی و حزبی در انتخاباتی که به گفته خیلی ها صوری و انتصابی هست شرکت کنند تا حداقل در تغییر سرنوشت خود و کشور عزیزشان سهمی داشته باشند. تا فردای ۴ سال دیگر به خود بد و بیراه نگویند که چرا با شرکت نکردن خود باعث بوجود آمدن این مشکلات شدند !

قبلا در همین وبلاگ حمیات خودم رو از جناب آقای مهدی کروبی (شیخ اصلاحات) اعلام کردم و دلایل روشن و مشخصی برای این حمایت داشته و دارم ( بخوانید : چرا کروبی ؟ ) در وبلاگستان فارسی نیز دوستانم و طیف زیادی از وبلاگ نویسان کم کم دارند به این نتیجه میرسند که چرا کروبی ؟ و از طیف قهوه ای و سبز دارند برمیگردند که شاید به اصالت ایرانی خود بازگردند !
و به شما پیشنهاد میکنم این مطالب را بخوانید :

سرنخ اصلاحات دست کیست ؟

اما نتیجه‌ی شکست مهدی کروبی در انتخابات ۱۳۸۴ و تشکیل حزب اعتماد ملی را من دیشب در اولین سی دقیقه‌ی کروبی در تلویزیون درک کردم. برنامه‌ای که به اعتقاد خیلی‌ها حساب‌شده و عالی بود.
نکاتی که مهدی کروبی در اولین برنامه‌ی تلویزیونی-انتخاباتی خود به آن‌ها اشاره کرد، تقریبآ تمام مطالباتی است که در این شرایط می‌توان از یک رئیس جمهور داشت. شروع خوب برنامه با ذکر خاطرات قبل از انقلاب، بیان این نکته که در همه‌ی جریان‌های بعد از انقلاب حضور داشته و تکذیب نکردن بخشی از آن‌ها، پرداختن به سه اصل جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت، که برای من به شخصه پررنگ جلوه دادن اصل ایرانیت خیلی مهم بود. پیش کشیدن بحث اقتصاد نفتی، بحث اعلامیه‌ی حقوق شهروندی و نقد تجاوز دولت فعلی به حقوق ملت، نظارت‌های بیجا و رد صلاحیت‌های گسترده‌ی کاندیداها، بیان سوء استفاده‌ی دولت از عقاید دینی مردم، تاکید بر گفتگو در سیاست خارجی و رابطه‌ی باعزت با آمریکا، که همه و همه با دقت خاصی در این سی دقیقه ذکر شد، نشان داد که تیم پشتیبان کروبی یک تیم کاربلد سیاسی است.

برای تغییر: قاطعانه از کروبی حمایت می‌کنم

+ میرحسین به مستقل بودن و فراجناحی بودن خود افتخار می‌کند و درواقع فرهنگ متحجرانه قهرمان پروری را به جای مشارکت مدنی در جامعه تقویت می کند اما در مقابل کروبی برآمده از یک حزب است و من به اندیشه حزبی رای می‌دهم چون می دانم فردی که برآمده از یک حزب باشد از مشاوره/پشتوانه مالی و سیاسی/قدرت لابی‌گری و…یک حزب بهره می برد. از سویی نماینده یک حزب قطعاً درک بهتری از لزوم تحزب و تقویت تشکل‌های مدنی دارد تا کسی که مستقل بودن را افتخار خود می داند.

+ تیم انتخاباتی کاندیداها هم برایم اهمیت زیادی دارند. درحالی که میرحسین همچنان از مشاوره دوستان دهه شصتی خودش بهره می برد در مقابل کروبی بهترین ها را از گروهها و جناح‌های مختلف گرد هم آورده و حتی پیشاپیش معاون اول خود را کرباسچی معرفی کرده است.

افزایش تخریب کروبی با احتمال افزایش آرای او

حقیقتی که حامیان میرحسین وارونه جلوه می دهند

از آنجا که تلاش حامیان کاندیدای اصولگرایان اصلاح طلب، برای رتوش شخصیت میرحسین و ارائه چهره ای غیرواقعی از او، بی نتیجه مانده و میرحسین با سخنرانی هایش چهره واقعی خود را نشان داده است، حامیان مرد خاموش بیست سال گذشته در اقدامی عجیب دست پیش را گرفته و حامیان کروبی را به تخریب میرحسین متهم می کنند!

چرا از کروبی حمایت می کنم و چرا باید حمایت کنیم

+  این که آقای کروبی، ۴ سال پیش حزب تشکیل داد و ۴ سال است که برای امروز داره کار می کنه، یک سال و نیم پیش اعلام کرد وارد انتخابات میشه، خودش نشون دهنده این موضوع هستش که ایشان برنامه هایی دارند، حداقل با افرادی که ۴ یا ۵ ماه قبل از انتخابات تصمیم گرفتند وارد صحنه انتخابات بشوند مقداری جلوتر هستند.
+  حضور آقای مهاجرانی، در تیم آقای کروبی خود به خود نشون میده که دید این تیم به مطبوعات و رسانه ها چگونه است. فکر نمی کنم برای آزادی بیان و آزادی مطبوعات دلیلی بهتر از آقای مهاجرانی وجود داشته باشه.
+  در خصوص آزادی بیان و حقوق شهروندی هم کروبی ژست سیاسی نمیگیره، من اعتقاد دارم که وقتی از این موضوع ها حرف می زنه به این ها باور داره، باز هم اعضای تیم ایشون فکر می کنم دلیل خوبی باشه برای باور این قضیه.
+  همین دوستانی که امروز رنگ سبز رو انتخاب کردند، بیشترین انتقاد ها رو به دولت برای استفاده ابزاری از دین داشتن، باز هم اینجا، من نمی خوام بگم که کی بیشتر از دین استفاده کرده و یا این که دولت از دین استفاده ابزاری کرده، ولی دیگه هر کودکی در ایران می دونه رنگ سبز، نشانه ای از سید بودن، و دین اسلام هستش، در این شرایط، رنگ سبز که معمولا هم همراه با شعار “یا حسن”، و یا “یا زهرا” استفاده میشه، با رنگ سبز پرچم ایران اختلاف داره، و به نظر من، این نمونه ای است حتی کوچک، از استفاده ابزاری از دین و اعتقاد مردم نسبت به دین، و این رو اصلا قبول ندارم، مخصولا وقتی از طرف کسانی مطرح بشه، که هم طرف مقابل را به همین موضوع متهم کردن، و هم به نظر میاد موافق جدایی دین از سیاست هستند.

Leave a Comment