تیر ۱۳م, ۱۳۸۹

۰۲۷ – ایستگاه

Posted in روزنوشت, شعر, عاشقانه by ژنرال فرهاد

در هر ایستگاهی که پیاده شوم
کنارم باش
این قطار
مثل همیشه در کف دستت راه می رود . . .