آبان ۲۱م, ۱۳۹۰
۰۴۶
شیرها را
از سر در ِ مجلس پایین کشیدی
تا کلاغها بر آن برینند؟
جایی را که لیاخف به توپ بست
تو
به گه کشیدی
[علیرضا روشن]
comments See also in
آشفتگى ها, دموکراسی
شیرها را
از سر در ِ مجلس پایین کشیدی
تا کلاغها بر آن برینند؟
جایی را که لیاخف به توپ بست
تو
به گه کشیدی
خواب مزرعه میبینم.
مترسک برای گندمها یک قهرمان واقعی است؛
گندمها برای مترسک نیز.
هه،
استثمار!
کلاغ پیر خواب میبیند،
شکست کُمُن وقتیست که کلاغی پیش پای مترسک بمیرد.
آنوقت هیچکس باور نمیکند،
مترسک را نباید تشویق کرد.
خواب مزرعه میبینم و
همهچیز روی سایلنت میگذرد؛
جز غروب آفتاب که لای گندمها گم میشود و
گندمهایی که لای پیانو.
همان بهتر که هیچکس نمیداند مترسک بلدست پیانو بزند یا

درخت خرمالوی حیاط خانهی ما،
- اگر امشب نشکند -
انگیزهی رقابتی شدیدیـست برای کلاغها:
بهدست آوردن آذوغه،
انتقال آن به جفت مخالف،
تقویت مازاد،
کمی هم لانهسازی برای اوقات فراغت…
نه درخت و نه کلاغها،
انسان، دستآموزترین است.