تیر ۲۰م, ۱۳۸۹

۰۲۹ – ایران ۸۸ – ۸۹ . . .

Posted in روزنوشت, شعر, کیوسک by ژنرال فرهاد

از این حرف های بی معنی تکراری دلم خونِ
از این بی پنجره خونه که سقفش مثل آواره دلم تنگه
از این آوار و اون تکرار و این تکرار و اون آوار
دلم خونه ، دلم خونه ، دلم تنگه
از این شب های تو در تو که جز شب در پی‌‍اَش نیست
از این روزهای بیهوده که فردا در پی‌اَش‌  نیست
از این شب های بی رویا و این روزهای بی فردا
دلم خونه ، دلم خونه ، دلم تنگه
از این کوری از این جهل  از این بحران عالم گیر
دلم خونه ، دلم خونه ، دلم تنگه

منبع : گروه کیوسک / آخرین آهنگ از آلبوم باغ وحش جهانی ( انتشار ۱۳۸۷)

خرداد ۲۰م, ۱۳۸۹

۰۱۲ – عمه ی رئیس

Posted in عمومى by ژنرال فرهاد

تا دسته
کردن
بی خبر
خشک خشک
ملت را . . .
مملکت را . .

خرداد ۲۰م, ۱۳۸۹

۰۱۱ – اپراتور تنها

Posted in تراوشات by ژنرال فرهاد

مشترک مورد همراه
ماها رو خواب کردی
روزگارم گذاشتی رو اتوپلی
قربونت برم ، گوشیتم که رو ساییلنت ـه
هرچی هم میس و تکست میدیم انگار نه انگار
خب لامصب یه تکونی بده این خراب شده رو
پوسیدیم

خرداد ۱۸م, ۱۳۸۹

۰۰۷ – التماس دعا

Posted in روزنوشت, مناسبت by ژنرال فرهاد

خدایا !
هستی ؟
ناموسن ۳-۴ روز دریاها رو طوفانی کن
نمیخوام لنگری، ته سیگار خرچنگی، هواپیمایی، دوچرخه ای، قطاری چیزی اون پایین ها گیر کنه به کابل اینترنتمون
کار و زندگی داریم !
جبران میکنم ;)