تیر ۵م, ۱۳۸۹

۰۱۹

Posted in آشفتگى‌ ها, جدایی by ژنرال فرهاد

از جدایی گنجه ای ساخته ام
برای شب های تنهایی‌ام
شعر میگویم
بی خاطره
بی انگیره
در خودم غرق میشم

شهریور ۲۴م, ۱۳۸۸

آخرین مترسک

Posted in تراوشات by ژنرال فرهاد

آخرین مترسک

تا صبح بشینیم و از مصیبت‌های روزگار برای مترسک بگوییم که گندم‌ها  از این که هستند  سیاه‌تر بشوند؟!
آن‌وقت مردم بروند هی بیسکویت و نان مصنوعی بخورند تا بیش‌تر از این شبیه روبات‌ها بشوند؟!
قسمت‌مان همین بوده و هست.
چه بجنگیم، چه بنشینیم پای سوخته‌های آخرین مترسک، شب را باید در سرما به‌ سر کنیم

فروردین ۲۳م, ۱۳۸۸

اتفاق دنباله داره

Posted in تراوشات by ژنرال فرهاد

farhad.nouri.ir

چون نجوم نمی دانستم، منجم نشدم
حالا که ستارهِ من دنباله دار نیست ،
بذار رو شب شدنِ روز شرط ببندم ،
حداقل این یک اتفاق دنباله داره

آذر ۱۵م, ۱۳۸۷

هنوز هم ایستاده ام …

Posted in آشفتگى‌ ها by ژنرال فرهاد

میدانی هنوز ایستاده ام؟
میدانی هنوز با هوایت خوشم؟
میدانی هنوز راهم را تقسیم نکرده ام؟
میدانی صدایت هنوز جاریست؟
میدانی هنوز پیدایم نکرده اند؟
میدانی هنوز خوشی هایم پیوند دارند؟
میدانی یک مهربان دو چراغ داد!
میدانی میخواهم هر دو را در آن شب، تنها برای تو روشن کنم!
میدانی میخواهم تمام نشانه ها را کنار هم بپذیرم؟
میدانم که خوب میدانی، تردیدم تنها یقینیست برای تو !

شهریور ۲۷م, ۱۳۸۵

گذر

Posted in تراوشات, عاشقانه by ژنرال فرهاد

باید امشب چمدانی را
که به اندازه ی تنهایی من جا دارد
بردارم…

ای بزرگ مهربون، ای کاش می تونستم بمونم و از کمکهای امروزت سپاسگذاری کنم

شهریور ۱م, ۱۳۸۵

Last Night

Posted in آشفتگى‌ ها, تراوشات, روزنوشت by ژنرال فرهاد
با یک نگاه فهمیدم میخواد چی بگه
سرم رو آوردن نزدیک صورتش
گرمای نفسش رو روی گونه هام احساس کردم
صداش خیلی ضعیف بود
از زیر دستم هنوز داشت خون با فشار خارج میشد
هیچ جایی توی تاریکی معلوم نبود
چند لحظه ای بود که دیگه داد نمیزدم و کمک نمی خواستم
اشک توی چشماش جمع شده بود
میدونستم داره مقاومت میکنه
نفسش داشت کم میشد
گوشم رو نزدیکتر بردم
صدایی خفیف شندیم
یک لحظه خشکم زد
نمیدونستم چکار کنم
کار سختی رو ازم میخواست
قدرتم رو در یک لحظه از دست دادم
اشک من هم سرازیز شد
التماس نگاهش داشت خفه ام میکرد
در یک «لحظه چشمانم را بستم
تمام قدرتی که برایم باقی مانده بود را جمع کردم
کاری رو کردم که فکر میکردم درست هست
شما فکر میکنید چکار کردم ؟
شما بودید چکار میکردید؟
منتظر کامنت ها هستم