Tag Archives: تولد
Article

رسوایی

آخرین مترسک

تولد، که می گویند اولین رسوایی ما است،
آن قدر ها هم که می گویند
ارزش تکرار ندارند.
این خود ماییم که سعی می کنیم
رسوایی مان با ارزش باشد.
- «من معذرت می خوام»

Leave a Comment
Article

مرگ پاییزی یا تولد نارنجی

یک پاییز دیگه رو هم دیدیم
اما چه سود ؟
دوباره روزمرگی ؟
روزها شب میشوند و شبها روز ، و من تو را نمیبینم
هنوز چشم در راهم که بیایی
گفته اند شاید به همین زودی ها
اما دلم چیزه دیگری میگوید
میدانم که کوچک و حقیرم
اما تو ای بزرگوار مرا ببخش
که تو بخشنده ای
یک شماره به شماره ی سن شناسنامه ای من اضافه شد اما چه سود که دنیا در گذر است و روزگار نامرد
حتی یک لحظه هم برای اینکه من بتوانم تو را یک لحظه بیشتر ببینم صبر نمیکند
پس دنبالت می آیم و میگردم و می میرم
شغل من در این بیست و اندی سال مرگ بوده هست و خواهد بود ، زیرا این شغل من هست

Leave a Comment