دی ۲۱م, ۱۳۸۸

تنهایی

Posted in آشفتگى‌ ها, روزنوشت by ژنرال فرهاد

alone

تنهایی بدترین قسمت یه زندگیه
وقتی  دلت یه بغل گرم میخواد
فقط باید به خودت بپیچی بپیچی و بپیچی

” این نوشته از من نیست “
فروردین ۲۴م, ۱۳۸۸

حرف آخر

Posted in تراوشات by ژنرال فرهاد

farhad.nouri.ir

شاید کسی نداند!!! اما از این به بعد شما ها میدانید و این برای من کمی تسکین دهنده هست…
خبر این است که من دارم به آهستگی میمرم…