Archive for the روزنوشت category

خرداد ۱۹م, ۱۳۸۹

۰۰۸ – بی حالی

Posted in تراوشات, روزنوشت by ژنرال فرهاد

نه مستی ، نه هوشیاری
اونجوری که تا ته وجودت داره آب میشه
داد میزنی و زیر آب خفه میشی
آره ، همون حالت خلسه
پارسال بود … همین نزدیکی ها

خرداد ۱۸م, ۱۳۸۹

۰۰۷ – التماس دعا

Posted in روزنوشت, مناسبت by ژنرال فرهاد

خدایا !
هستی ؟
ناموسن ۳-۴ روز دریاها رو طوفانی کن
نمیخوام لنگری، ته سیگار خرچنگی، هواپیمایی، دوچرخه ای، قطاری چیزی اون پایین ها گیر کنه به کابل اینترنتمون
کار و زندگی داریم !
جبران میکنم ;)

اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۹

۰۰۶ – د ِ لَ ک

Posted in روزنوشت by ژنرال فرهاد

گاهی وقت ها که به دلم سرک میکشم فقط تویی و تو

اردیبهشت ۸م, ۱۳۸۹

۰۰۵ – خاص

Posted in روزنوشت by ژنرال فرهاد

خاص‌تر از اینکه ، فقط منم که میام و فیدهاتو لایک میزنم ؟

اردیبهشت ۸م, ۱۳۸۹

۰۰۴ – با تو

Posted in روزنوشت by ژنرال فرهاد

امشب اسبت را می‌دزدم
رام می‌شوم آرام
مبهوت عاشقی کردنت

اردیبهشت ۶م, ۱۳۸۹

۰۰۳

Posted in روزنوشت by ژنرال فرهاد

ما تکه‌ای از حقیقت آس‌مانیم
از خاکیِ همین زمین.

فروردین ۳۱م, ۱۳۸۹

۰۰۲

Posted in روزنوشت by ژنرال فرهاد

تا بوده همین بوده…
مرده‌ی من
عزیزتر از
زند‌ه‌ی منِ
[+]

admin
فروردین ۳۱م, ۱۳۸۹

۰۰۱ – من خود،آ هستم !

Posted in روزنوشت by ژنرال فرهاد

تا بوده همین بوده…
یه عده مثل من خدایی میکنن
یه عده دیگه آروزی خدایی دارن
[+]

فروردین ۳۰م, ۱۳۸۹

۰۰۰

Posted in روزنوشت by ژنرال فرهاد

تا بوده همین بوده…
سهم من از تو
تنهایی
و
سهم تو از من
دوری

اسفند ۲۲م, ۱۳۸۸

:(

Posted in روزنوشت by ژنرال فرهاد

از تلخی نگاه هام
از تلخی سوال هام
از تلخی حرف هایی که نمیتونم بزنم
از فکرای تلخی که تو ذهن آشفتمه
ناراحتم
اما
تمام تلخی های این روزای تلخ میگذره
و
به روی خودم نمیارم
..
.
بخاطر روی شیرینت