۰۵۲ – صبر میکنم
صبر میکنم
کنار هر سال
تکیه داده به دیوار
صبر میکنم
چشم دوخته به راه
صبر میکنم
کنار هر سال
در آغوش رویا
صبر میکنم
صبر میکنم
کنار هر سال
تکیه داده به دیوار
صبر میکنم
چشم دوخته به راه
صبر میکنم
کنار هر سال
در آغوش رویا
صبر میکنم
آره بارون میومد
آره بارون میومد خوب یادمه،
مث آخرای قصه، که آدم می ره به رویا،
آره بارون میومد خوب یادمه…
زیر لب زمزمه کردم،
کی می تونه این دل دیوونه رو از من بگیره؟
اون قَدَر باشه که من این دل و دستش بدم و چیزی نپرسه،
دیگه حرفی نمونه بعد نگاهش،
آره بارون میومد خوب یادمه …
آره بارون میومد خوب یادمه،
یه غروب بود روی گونه هات،
دو تا قطره که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات،
اما فرقی هم نداره،
کار از این حرفا گذشته، دیگه قلبم سر جاش نیست،
آره بارون میومد خوب یادمه، آره بارون میومد خوب یادمه …
خیلی سال پیش،
توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست،
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات،
اونجا هم نشد بپرسم …
آره بارون میومد خوب یادمه
سر و جانها همه مشتاق وصالند و غمند
یکبهیک رقــصکنان کشتهی تیــغ ستـمند
تظلم به که میبری سیگار؟
کجاست میرزایی
از شیراز
غیرت مردی
که برخیزد
به دادخواهی دود
[+]
من از او دورم ،
خیلی دور،
نه قاصدک این مسافت را تاب می آورد و نه باد….
به او بگو دلم برایش تنگ شده،
نه مثل همیشه
و
نه مثل هیچکس،
بیشتر ازهمیشه دوستت دارم…
از من ِ هیچ ، بی تو هیچ نمانده . . .

باروت نیست،اما…من یک جرقه با انفجار فاصله دارم.
گاهی،در شهر،یک بهانه کوچک،آغاز دلخراش کتککاری است.
در شهر هیچ کس امشب چرا بهانه به دستم نمیدهد ؟
من یک جرقه…
فاکتوریل از مرتضی بهمنی
متن : انفجار - کامبیز صدیفی کسمایی
پای ِ جلو آمده عقب نخواهد نشست…
-علیرضا روشنمتنفرم از جدایی
وقتی که ندانی چرا
وقتی که هیچ راهی برای ارتباط نیست
و مجبوری پپذیریاش بی هیچ حق انتخابی
و دوست دارم کسی را
زبانش را بفهم
بدانمش
و . . .