حس و حال من

همه فعلهایم ماضیاند
حتی ماضی بعید
ماضی خیلی خیلی بعید
کمی نزدیکتر بنشین
دلم برای یک حال ساده تنگ شده است

I’m callin’ U
With all my goals, my very soul
Ain’t fallin’ through
I’m in need of U
The trust in my faith
My tears and my ways is drowning so
I cannot always show it
But don’t doubt my love
I’m callin’ U
With all my time and all my fights
In search for the truth
Tryin’a reach U
See the worth of my sweat
My house and my bed
Am lost in sleep
I will not be false in who I am
As long as I breathe
Oh, no, no
I don’t need nobody
& I don’t feel nobody
I don’t call nobody but U
My One & Only
I don’t need nobody
& I don’t feel nobody
I don’t call nobody but U
all I need in my life
I’m callin’ U
When all my joy
And all my love is feelin’ good
Cuz it’s due to U
See the time of my life
My days and my nights
so it’s alright
Cuz at the end of the day
I still got enough for me and my
I’m callin’ U
When all my keys
And all my bizz
Runs all so smooth
I’m thankin’ U
See the halves in my life
My patience, my wife
With all that I know
Oh, take no more than I deserve
Still need to learn more
Oh, no, no
I don’t need nobody
& I don’t feel nobody
I don’t call nobody but U
My One & Only
I don’t need nobody
& I don’t feel nobody
I don’t call nobody but U
all I need in my life
Our relationship, so complex
Found U while I was headed straight for hell in quest
You have no one to compare to
‘Cause when I lie to myself it ain’t hidden from U
I guess I’m thankful
Word on the street is U changed me
It shows in my behaviour
Past present future
Lay it all out
Found my call in your house
And let the whole world know what this love is about
Yo te quiero, te extraño, te olvido
Aunque nunca me has faltado, siempre estas conmigo
Por las veces que he fallado y las heridas tan profundas
Mejor tarde que nunca para pedirte mil disculpas
Estoy gritando callado yo te llamo, te escucho, lo intento
De ti yo me alimento
Cuando el aire que respiro es violento y turbulento
Yo te olvido, te llamo, te siento
[Translation:]
I love you, I miss you, I forget you
Even though you never let me down and always are by my side
For all the times I’ve failed and hurt you deeply
Better later than never to give you a 1000 apologies
I’m shouting silently, callin’ you, I’m listening to you, I’m tryin’
You nourish me
When the air that I breathe is violent and turbulent
I’m forgettin’ you, I’m callin’ you, I’m feelin’ you
Oh, no, no
I don’t need nobody
& I don’t fear nobody
I don’t call nobody but U
My One & Only
I don’t need nobody
& I don’t feel nobody
I don’t call nobody but U…
oh, no, no
i don’t need nobody
& I don’t feel nobody
I don’t call nobody but you
MY one and only
I don’t need nobody
& i don’t feel nobody
I don’t call nobody but you
all i need in my life
YouTube : http://uk.youtube.com/watch?v=XDw-Ys_7Y4w

با یه حکم تخلیه تو جیب کُت، با یه زن رو تختِ بخش دیالیز،
با یه دختر که داره بُر می خوره، توی رختِ خوابای مردای هیز،
دیگه فرقی نداره مهر سجلِ تو چیه!
دیگه فرقی نداره عکس رو اسکناس کیه!
موقعی که کلیه ت حراج می شه، وقتی که خونِ رگاتو می فروشی،
وقتی مجبوری که از پشتِ شیشه با خودت حرف بزنی با یه گوشی،
دیگه فرقی نداره دموکراسی، با اختناق!
زیرِ سایه ی درخت باشی، یا سایه ی چماق!
گرسنه که باشی، می تونی دولا شی،
می تونی تسلیم مترسکا باشی!
می تونی چشمات ببندی رو رگبار!
می تونی یه آجر باشی رو این دیوار…
وقتی که جا می گیری تو یه سرنگ، وقتی رؤیاهاتو حاشا می کنی،
وقتی که غذای بچه هاتو ازسطلای زباله پیدا می کنی،
دیگه فرقی نداره مهر ِ سجل تو چیه!
دیگه فرقی نداره عکس رو اسکناس کیه!
با گواهیِ یه فوت تو جیب کُت، با یه زن رو تخت مرده شورخونه،
با یه دختر که حالا مدتیه ویروس ایدز تو رگاش فراوونه،
دیگه فرقی نداره دموکراسی، با اختناق!
زیرِ سایه ی درخت باشی، یا سایه ی چماق!
گرسنه که باشی، می تونی دولا شی،
می تونی تسلیم مترسکا باشی!
می تونی چشمات ببندی رو رگبار!
می تونی یه آجر باشی رو این دیوار…
یغما گلرویی

* مثال این دستهی آخر شاید امثال من باشد !


آفتاب می تابد…
سایت های اینترنتی اکثرا فــیــلــتـــر هستند…
و انرژی هسته ای برق منازل را تولید میکند…

دسته اول، من؛
دسته دوم، بقیه…

اما یک سری آدم های دیگری هستند، که اگر اول ماه یک میلیارد هم بهشان بدهی، بیستم ماه پولشان تمام میشود. اهل دود و خمر و این مزخرفات هم هستند. موهایشان را شانه نمیکنند. بابا و مامان همیشه ازشان راضی نیستند، بعضی از معلم ها خیلی باهاشان رفیق هستند و بعضی سایه شان را با تیر میزنند.
پیک شادی هایشان را یا اصلا حل نمیکرده اند، یا اگر حل میکرده اند دو روز آخر، به زور کپی از این و اون حل میکرده اند. درس هایشان را همیشه شب امتحان میخوانده اند. با هزار نفر هم تیریپ لاو داشته اند.
علیرغم اینکه خانواده تمام شرایط را برایشان محیا کرده بوده، نتوانسته اند دانشگاه خوبی قبول شوند. صبح ها دیر بیدار میشوند و به کلاس و کار و زندگیشان دیر میرسند همیشه. صبحانه یک لیوان چایی تلخ، در حین پوشیدن جورابشان میخورند. با دست و صورت نشسته از خانه میزنند بیرون و خواب آلود به دنبال زندگیشان میروند.
الآن هم یک مدیر کارخانه یا یک وکیل پفیوزی هستند که همه فامیل و اطرافیان -پشت سرشان- ازشان شاکی هستند. یک درآمد نامعقول و نا متناسبی هم دارند، یک مدت خانه و زندگیشان را میفروشند و ازشان خبری نمیشود، یک دوره ای هم یک عروسی میگیرند واسه پسرشان، از در باغ که وارد میشوی، پنداری از مرز خارج شده باشی. القصه! یک آدمهای خوبی نیستند خلاصه…

گابریل گارسیا مارکز
کاش بابتِ تو هم پول میدادم.