Archive for the جدایی category

آذر ۳۰م, ۱۳۹۰

۰۴۹

Posted in آشفتگى‌ ها, تراوشات, جدایی, روزنوشت by ژنرال فرهاد

بی تو
هر شب
شب یلداست …

مهر ۱۱م, ۱۳۹۰

۰۴۲ – دورم… خیلی دور

Posted in آشفتگى‌ ها, جدایی, روزنوشت by ژنرال فرهاد

من از او دورم ،

خیلی دور،

نه قاصدک این مسافت را تاب می آورد و نه باد….

به او بگو دلم برایش تنگ شده،

نه مثل همیشه

و

نه مثل هیچکس،

بیشتر ازهمیشه دوستت دارم…

[تقدیم به مادرم]
[این نوشته مال من نیست/نویسنده نامشخص]
مهر ۸م, ۱۳۹۰

۰۴۱ – بی تو هیچ نمانده …

Posted in آشفتگى‌ ها, جدایی, روزنوشت by ژنرال فرهاد

از من ِ هیچ ، بی تو هیچ نمانده . . .

[از بازداشت مادرم ۲۰ روز گذشت ...]
مهر ۵م, ۱۳۹۰

انفجار

Posted in آشفتگى‌ ها, جدایی, روزنوشت by ژنرال فرهاد

باروت نیست،اما…من یک جرقه با انفجار فاصله دارم.
گاهی،در شهر،یک بهانه کوچک،آغاز دلخراش کتک‌کاری است.
در شهر هیچ کس امشب چرا بهانه به دستم نمی‌دهد ؟
من یک جرقه…

 

فاکتوریل از مرتضی بهمنی
متن : انفجار - کامبیز صدیفی کسمایی
تیر ۵م, ۱۳۸۹

۰۱۹

Posted in آشفتگى‌ ها, جدایی by ژنرال فرهاد

از جدایی گنجه ای ساخته ام
برای شب های تنهایی‌ام
شعر میگویم
بی خاطره
بی انگیره
در خودم غرق میشم

آبان ۲۳م, ۱۳۸۸

مشترک مورد نظر

Posted in آشفتگى‌ ها, جدایی, روزنوشت by ژنرال فرهاد

مشترک مورد نظر

ای‌کاش هیچ‌وقت نمی‌کاشتمت. ای‌کاش هیچ‌وقت سبز نمی‌شدی. ای‌کاش هیچ‌وقت بوت نمی‌کردم. ای‌کاش هیچ‌وقت گریه نمی‌کردی. ای‌کاش هیچ‌وقت گریه کردن‌ت رو نمی‌دیدم. ای‌کاش هیچ‌وقت یه لعنتی نمی‌شدی…

مشترک مورد نظر من خیلی وقته دیگه گریه نمی‌کنه. مشترک مورد نظر من خیلی وقته دیگه بزرگ شده. مشترک مورد نظر من خیلی وقته دیگه رو کسی دایورت نمی‌شه. کسی مشترک مورد نظر من‌و ندیده؟