Archive for the آشفتگى‌ ها category

مهر ۱۱م, ۱۳۹۰

۰۴۲ – دورم… خیلی دور

Posted in آشفتگى‌ ها, جدایی, روزنوشت by ژنرال فرهاد

من از او دورم ،

خیلی دور،

نه قاصدک این مسافت را تاب می آورد و نه باد….

به او بگو دلم برایش تنگ شده،

نه مثل همیشه

و

نه مثل هیچکس،

بیشتر ازهمیشه دوستت دارم…

[تقدیم به مادرم]
[این نوشته مال من نیست/نویسنده نامشخص]
مهر ۸م, ۱۳۹۰

۰۴۱ – بی تو هیچ نمانده …

Posted in آشفتگى‌ ها, جدایی, روزنوشت by ژنرال فرهاد

از من ِ هیچ ، بی تو هیچ نمانده . . .

[از بازداشت مادرم ۲۰ روز گذشت ...]
مهر ۵م, ۱۳۹۰

انفجار

Posted in آشفتگى‌ ها, جدایی, روزنوشت by ژنرال فرهاد

باروت نیست،اما…من یک جرقه با انفجار فاصله دارم.
گاهی،در شهر،یک بهانه کوچک،آغاز دلخراش کتک‌کاری است.
در شهر هیچ کس امشب چرا بهانه به دستم نمی‌دهد ؟
من یک جرقه…

 

فاکتوریل از مرتضی بهمنی
متن : انفجار - کامبیز صدیفی کسمایی
شهریور ۱۹م, ۱۳۹۰

۰۳۹

Posted in آشفتگى‌ ها, روزنوشت by ژنرال فرهاد

پای ِ جلو آمده عقب نخواهد نشست…

-علیرضا روشن
مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹

۰۳۶

Posted in آشفتگى‌ ها, روزنوشت by ژنرال فرهاد

متنفرم از جدایی
وقتی که ندانی چرا
وقتی که هیچ راهی برای ارتباط نیست
و مجبوری پپذیری‌اش بی هیچ حق انتخابی

و دوست دارم کسی را
زبانش را بفهم
بدانمش
و . . .

مرداد ۱۳م, ۱۳۸۹

۰۳۵ – مرگ

Posted in آشفتگى‌ ها, روزنوشت by ژنرال فرهاد

عزرائیل را باید کُشت
جور دیگر باید مُرد

تیر ۹م, ۱۳۸۹

۰۲۵

Posted in آشفتگى‌ ها by ژنرال فرهاد

چه سخته
مال هم باشیم
و بی هم

تیر ۸م, ۱۳۸۹

۰۲۳

Posted in آشفتگى‌ ها by ژنرال فرهاد

خودتو بسوزون ، حداقل اینجوری شام و نهار کرم ها نمیشی

تیر ۷م, ۱۳۸۹

۰۲۲ – امنیت

Posted in آشفتگى‌ ها by ژنرال فرهاد

لطفاً مرا تنها بگذارید
حداقل خودتان امنیت دارید

تیر ۵م, ۱۳۸۹

۰۲۰

Posted in آشفتگى‌ ها, روزنوشت by ژنرال فرهاد

بی خبر از دنیا
خیره به تو
در نگاهت
ذوب شد