Archive for بهمن, ۱۳۹۰

بهمن ۲م, ۱۳۹۰

۰۵۳

Posted in آشفتگى‌ ها, تراوشات, سربازخونه by ژنرال فرهاد

پر از سرباز شد شعرم
نرفتیم تا ته جادده
هم اینجا کیشمون کردن
و این ساعت که افتاده…

دی ۲۷م, ۱۳۹۰

۰۵۲ – صبر می‌کنم

Posted in آشفتگى‌ ها, روزنوشت, عاشقانه by ژنرال فرهاد

 

صبر می‌کنم
کنار هر سال
تکیه داده به دیوار
صبر می‌کنم
چشم دوخته به راه
صبر می‌کنم
کنار هر سال
در آغوش رویا
صبر می‌کنم

دی ۲۴م, ۱۳۹۰

۰۵۱

Posted in آشفتگى‌ ها by ژنرال فرهاد

 

در بی‌خوابی
در کلافگی روزها
شعر گفتم برای ساعت‌ها
برای دقایقی که خود را در غم نبودنت
آتش زدند
و سوزاندند