مهر ۸م, ۱۳۹۰
۰۴۱ – بی تو هیچ نمانده …
از من ِ هیچ ، بی تو هیچ نمانده . . .
[از بازداشت مادرم ۲۰ روز گذشت ...]
comments See also in
آشفتگى ها, جدایی, روزنوشت
از من ِ هیچ ، بی تو هیچ نمانده . . .

باروت نیست،اما…من یک جرقه با انفجار فاصله دارم.
گاهی،در شهر،یک بهانه کوچک،آغاز دلخراش کتککاری است.
در شهر هیچ کس امشب چرا بهانه به دستم نمیدهد ؟
من یک جرقه…
فاکتوریل از مرتضی بهمنی
متن : انفجار - کامبیز صدیفی کسمایی
پای ِ جلو آمده عقب نخواهد نشست…
-علیرضا روشن