Archive for مهر, ۱۳۹۰

مهر ۸م, ۱۳۹۰

۰۴۱ – بی تو هیچ نمانده …

Posted in آشفتگى‌ ها, جدایی, روزنوشت by ژنرال فرهاد

از من ِ هیچ ، بی تو هیچ نمانده . . .

[از بازداشت مادرم ۲۰ روز گذشت ...]
مهر ۵م, ۱۳۹۰

انفجار

Posted in آشفتگى‌ ها, جدایی, روزنوشت by ژنرال فرهاد

باروت نیست،اما…من یک جرقه با انفجار فاصله دارم.
گاهی،در شهر،یک بهانه کوچک،آغاز دلخراش کتک‌کاری است.
در شهر هیچ کس امشب چرا بهانه به دستم نمی‌دهد ؟
من یک جرقه…

 

فاکتوریل از مرتضی بهمنی
متن : انفجار - کامبیز صدیفی کسمایی
شهریور ۱۹م, ۱۳۹۰

۰۳۹

Posted in آشفتگى‌ ها, روزنوشت by ژنرال فرهاد

پای ِ جلو آمده عقب نخواهد نشست…

-علیرضا روشن
شهریور ۱۳م, ۱۳۹۰

۰۳۸

Posted in عاشقانه by ژنرال فرهاد

ایمان دارم که
تو همان چیز بزرگ و عزیزی
و از هوای بودن توست که نفس میکشم…