۰۱۵ – رندانه
خوش باش که در زمره رندان جهانیم
دردی کش و مست رخ مجذوب زمانیم
مشترک مورد همراه
ماها رو خواب کردی
روزگارم گذاشتی رو اتوپلی
قربونت برم ، گوشیتم که رو ساییلنت ـه
هرچی هم میس و تکست میدیم انگار نه انگار
خب لامصب یه تکونی بده این خراب شده رو
پوسیدیم
همسایه ی سقوط
مجسمه ای ، تنها
کرخت و بی حس
گیجی پس از اولین شب انفرادی
جزجز پوستت پس از اولین سیلی
نه مستی ، نه هوشیاری
اونجوری که تا ته وجودت داره آب میشه
داد میزنی و زیر آب خفه میشی
آره ، همون حالت خلسه
پارسال بود … همین نزدیکی ها
خدایا !
هستی ؟
ناموسن ۳-۴ روز دریاها رو طوفانی کن
نمیخوام لنگری، ته سیگار خرچنگی، هواپیمایی، دوچرخه ای، قطاری چیزی اون پایین ها گیر کنه به کابل اینترنتمون
کار و زندگی داریم !
جبران میکنم