تیر ۹م, ۱۳۸۹
۰۲۵
چه سخته
مال هم باشیم
و بی هم
۱ comments See also in
آشفتگى ها
خیلی طول نکشید تا دریافتم
همه ی تهرانی ها پدربزرگ هایی روستایی دارند
[+]
خودتو بسوزون ، حداقل اینجوری شام و نهار کرم ها نمیشی
لطفاً مرا تنها بگذارید
حداقل خودتان امنیت دارید
محو تماشای فیدهایت
دست به لایک می شوم
لبانت را شخم میزنم
شاید گودر قلبت را
برای عشق بازی کودکی ام
باز کنی
از جدایی گنجه ای ساخته ام
برای شب های تنهاییام
شعر میگویم
بی خاطره
بی انگیره
در خودم غرق میشم
هیچکس از جنس ما نبود
این چنین که هستم که بودی که بودم که هستی
نمی گویم صمیمی نمی گویم خوب نمی گویم پاک
پای درد دل طراحان وب بشینی
بجز اعصاب خوردی ها و
کل کل هایی که
از دست این موجود زشت
ننگ عمو بیلی
IE
نصیبش شده
حرف زیاد دیگه ای نداره