Archive | مهر, ۱۳۸۸
Article

رسوایی

آخرین مترسک

تولد، که می گویند اولین رسوایی ما است،
آن قدر ها هم که می گویند
ارزش تکرار ندارند.
این خود ماییم که سعی می کنیم
رسوایی مان با ارزش باشد.
- «من معذرت می خوام»

Leave a Comment
Article

آخرین مترسک

آخرین مترسک

تا صبح بشینیم و از مصیبت‌های روزگار برای مترسک بگوییم که گندم‌ها  از این که هستند  سیاه‌تر بشوند؟!
آن‌وقت مردم بروند هی بیسکویت و نان مصنوعی بخورند تا بیش‌تر از این شبیه روبات‌ها بشوند؟!
قسمت‌مان همین بوده و هست.
چه بجنگیم، چه بنشینیم پای سوخته‌های آخرین مترسک، شب را باید در سرما به‌ سر کنیم

Leave a Comment
Article

ای کاش

بوی تن میدهد نگاهت ، ای کاش دوشیزه مغزم را زودتر صیغه ات میکردم
ای کاش بکارت اخلاقی هم به این سادگی ها قابل دوختن بود

با تشکر از دوست عزیزم ، حسام حسینی
Leave a Comment