آبان ۶م, ۱۳۸۷
خسته
خستهام
مثل سربازهایى که تنبیه شدن…
اینکه بدون کفش باید رژه برن.
و ” حتماً ” هم
صداى گامهاشون تا اتاق ژنرال برسه !
۱ comments See also in
سربازخونه
خستهام
مثل سربازهایى که تنبیه شدن…
اینکه بدون کفش باید رژه برن.
و ” حتماً ” هم
صداى گامهاشون تا اتاق ژنرال برسه !
فاک به تمام رئیس جمهورهایى که توى این بیست و اندى سال دیدم و ندیدم !
چند صد جین سرباز تخمی هم روش…
بالاخره خودم باید برم خدایى رو یادش بدم.
توى خواب هم با اومدنت خبردار واى میسم ، که نکنه زیر غرورت له بشم
ژنرال از کشته شدن هیچ وقت نترسید
ولى تا اون روز ، هرشب کابوس خودکشى ِ خودش رو میدید …
پرواز رو نمیشه به یه سرباز یاد داد ، ولی میشه از یه سرباز پرنده ساخت.