Archive | آذر, ۱۳۸۶
Article

روزگارم

لعنتی‌ام…
نیکوتین ، الکل ، زخم
مال من است.
خون ، مرگ ، سراب
خواب[ـم] است.
میمیرم
آسوده ، راحت ، سبک
سرد است…
تنگ ،‌ نمور ، تاریک
قبر[ـم] است…

Leave a Comment
Article

وحشی‌ام

رام کردن اسب‌های وحشی
ساده‌تر از
رام کردن اسب‌های اهلی
است.
و رام کردن اسب‌های نیمه اهلی
– سِمی اِستراکچرد –
(‌آن‌هایی که نمی‌دانند هنوز وحشی‌اند،
نمی‌خواهند باور کنند که دارند اهلی می‌شوند)،
از همه‌ی این‌ها سخت‌تر
Leave a Comment
Article

همیشه پنجره رو باز بذار

وقتی مُردی،
اگه خواستی گریه کنی،
پنجره رو باز بذار
تا هم اشکات زودتر خشک بشه
هم یادت نیافته که تو قبری…
Leave a Comment
Article

on time…

من ده ماهه به دنیا آمده ام شاید…
که به همه چیز دیر رسیدم….
کاش آدمی به بعضی چیزها / جاها هیچ وقت نمی رسید….
رسیدن و چیدن. رسیدن و استراحت. رسیدن و افتادن…
رسیدن و برگشت گاهی گریز ناپذیر است…
Leave a Comment