۰۳۳ – پله
یه جایی آدم ها رو پله میکنن
که خودشون بالا برن
ما داریم با هم پله می سازیم
که با هم بالا بریم
رونوشت خیلی خاص داره !
یه جایی آدم ها رو پله میکنن
که خودشون بالا برن
ما داریم با هم پله می سازیم
که با هم بالا بریم
رونوشت خیلی خاص داره !
از این حرف های بی معنی تکراری دلم خونِ
از این بی پنجره خونه که سقفش مثل آواره دلم تنگه
از این آوار و اون تکرار و این تکرار و اون آوار
دلم خونه ، دلم خونه ، دلم تنگه
از این شب های تو در تو که جز شب در پیاَش نیست
از این روزهای بیهوده که فردا در پیاَش نیست
از این شب های بی رویا و این روزهای بی فردا
دلم خونه ، دلم خونه ، دلم تنگه
از این کوری از این جهل از این بحران عالم گیر
دلم خونه ، دلم خونه ، دلم تنگه
منبع : گروه کیوسک / آخرین آهنگ از آلبوم باغ وحش جهانی ( انتشار ۱۳۸۷)
ما را چه از این که ناقصی بد گوید
عیبی که به ما نیست یکی صد گوید
ما آینه ایم وهر که درما نگرد
هر نیک و بدی که گوید از خود گوید

در هر ایستگاهی که پیاده شوم
کنارم باش
این قطار
مثل همیشه در کف دستت راه می رود . . .
گر زلف تو سلسهست دیوانه منم
ور عشق تو آتشست پروانه منم
پیمان ترا بشرط پیمانه منم
با عشق تو خویش و از تو بیگانه منم
خیلی طول نکشید تا دریافتم
همه ی تهرانی ها پدربزرگ هایی روستایی دارند
[+]