ستاره

نگاهت ،
تکرار مکرر بهار ست وُ
خنده ات ،
شکفتنِ غنچه های محجّبه .
نه ؛
مرا حرفی نیست .
هر چه می خواهی بکن .
بگذار این بار هم کار ها باب میل تو باشد .
می خواهی بروی
وُ مرا انیس رنج دوریت
وُ همنشین حسرت دیدارت گردانی ؟
باشد ، برو ، خدانگهدار
سفر بخیر
ستاره هم بالاخره رفت ، اما راحت تسلیم نشد ، جنگید و رفت….




یک مرد ، به توان 2 says:
یادش گرامی.
مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۷ ق.ظ
حسن تفرشی says:
:O :O :O:O
مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۴:۵۸ ب.ظ
خاموش says:
سلام فرهاد.
نمی دونم ستاره کیه و چه نسبتی باهات داره، اما خوب بی شباهت به تو نیست. در هرصورت
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد / دل رمیده ی ما را انیس و مونس شد
غروب ستاره ای که الآن ماه وبلاگت شده رو بهت تسلیت میگم.
ارادتمند – خاموش
مرداد ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۴۴ ق.ظ
آیدا says:
نمیدونم چی بگم …
مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۴ ق.ظ
mar mar says:
تسلیت میگم …..
مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۷ ب.ظ