$

۱۵م فروردین , ۱۳۸۷ , دسته بندي : old
ببین،
آخرش آن‌قدر کار کردم تا پول‌دار شدم
– البته نه آن‌قدر که تو خیلی متوجه بشوی -
– البته نه آن‌قدر که همه‌چیز بخرم -
– البته نه آن‌قدر که تو را قانع کنم که لازم نیست کار بکنی -
.
و الآن،
فکر می‌کنم چه‌قدر دل‌ـم می‌خواهد در باکِت‌لیست‌ـم بنویسم
« – دزدیدن یک قایق»
و نه خریدن‌ِ آن.
(آخر می‌دانی، قایق‌ها اگر غرق نشوند، دزدیده می‌شوند؛ و من‌هم که دوست ندارم چیزی که بابت‌ـش پول داده‌ام، دزدیده شود.)

کاش بابتِ تو هم پول می‌دادم.

پست مرتبطی وجود ندارد.

You can leave a comment, or trackback from your own site. RSS 2.0

One comment

  1. ઈ♥n♥Z|☼| says:

    :-? ? :-?

    فروردین ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۴:۲۸ ق.ظ

Leave a comment

You must be logged in to post a comment.