بهمن ۳۰م, ۱۳۸۶
Posted
in
old by
ژنرال فرهاد
هیچچیز اینجا غیرطبیعی نیست دوستان،
مگر اینکه طبیعی بودنش بهطور قاطع و جامع ثابت شود
که اینهم خیلی وقتیست از ما،
گذشته؛
…
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۶
Posted
in
old by
ژنرال فرهاد
گامهای محکمتر
بر می
دارم.
کفشهای سبکتر
می
پوشم.
گامهای آهستهتر
بر می
دارم.
از جنس پر، کاه، سرما
که
نشنونی،
بخوابی،
بخندی،
نلرزی،
بمانی،
نمیری،
بخندی.
گامهای سادهتر
بر می
دارم.
کفشهای سادهتر
می
پوشم.
خندههای سادهتر
– ؟ سادهتر از این؟ -
«آبِ معدنی لطفاً».
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۶
Posted
in
old by
ژنرال فرهاد
این روزها ، برایم روزهای دلگیری است ،
می دانی ، این روزها چندین بار نامت را زیر لب زمزمه می کنم ،
این روز ها ، از دوری ات بی قرارم ،
بگذار عاشقانه تر بگویم :
این روزها ، تمام وجودم در یک حرف کوچک ” تو ” خلاصه شده…
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۶
Posted
in
old by
ژنرال فرهاد
پیاده روی در هوای سرد ِ این روزها
به منجمد شدن افکار ِ پوچ کمک ِ زیادی می کند!
شاید بشود دور کرد خود را از هیاهوی بی پایان ِ این روزها … !
پ.ن: کاش هوا حالا حالاها گرم نشود!
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۶
Posted
in
old by
ژنرال فرهاد
من بهش میگم ترس
وقتی ـ با هر بهونهای ـ
روت نشه بین یه عالمه احمق
به طرز احمقانهای داد بزنی
«من احمق نیستم»…
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۶
Posted
in
old by
ژنرال فرهاد
لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانهام، مستم
باز میلرزد دلم دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های نخراشی به غفلت گونهام را تیغ
های نپریشی صفای زلفکم را دست
و آبرویم را نریزی دل …
ای نخورده مست
لحظه دیدار نزدیک است.
فقط دو سه جا بروم، دو سه نفر را ببینم، دو سه کار نکرده دارم و دو سه حرف نگفته، بشمار ۱۰ … ۹ … ۸ … ۷ …۶ … تا به صفر برسی، من رسیدهام. به جان تو که جان منی.
بهمن ۶م, ۱۳۸۶
Posted
in
old by
ژنرال فرهاد
من سردم است
من سردم است و انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد
ای یار، ای یگانه ترین یار
آن شراب مگر چند ساله بود؟
نگاه کن که در این جا
جایی بین کوچه ها خیس
قاتلم با یک بوسه
منتظر است
و خنجر عشقش را
با تمام وجود درون قلبم فشرد
بوی خون میدهد تنم…
بوی عشق..
دوستت دارم ای یگانه ترین یار…
بهمن ۳م, ۱۳۸۶
Posted
in
old by
ژنرال فرهاد
اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی !
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند!
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست!
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد…
بهمن ۲م, ۱۳۸۶
Posted
in
old by
ژنرال فرهاد
آی ملت
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دلم واسه یه لجن ِ (*)رو(*) ز(*)ده ی ِ نمک به (*)ر(*)م، تنگ شده !!!
(*) : +۱۸