روزگارم

۶م آذر , ۱۳۸۶ , دسته بندي : old

لعنتی‌ام…
نیکوتین ، الکل ، زخم
مال من است.
خون ، مرگ ، سراب
خواب[ـم] است.
میمیرم
آسوده ، راحت ، سبک
سرد است…
تنگ ،‌ نمور ، تاریک
قبر[ـم] است…

You can leave a comment, or trackback from your own site. RSS 2.0

۳ comments

  1. Mostafa says:

    والا موندم که چی می‌شه گفت
    :یه دوست خوبی هست که چند وقت پیش تو یکی از پست‌هایش گفته بود

    رام کردن اسب‌های وحشی
    ساده‌تر از
    رام کردن اسب‌های اهلی
    .است
    ——-

    ممکنه بشه درد رو درمان کرد، ولی به شرطی که خودمونیم بدونیم درد چیه؛ چی رو می‌خواهیم از بین ببریم و جایگزینش چه خواهد بود
    اگر راه نامعلوم و مقصد نامعین است، ایستادن؛ خیلی بهتر از حرکت کردن خواهد بود

    آذر ۶م, ۱۳۸۶ at ۱:۱۷ ب.ظ

  2. asal kallepaz says:

    wwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwow!

    axesh!
    mooham sikh shod!
    az dast eto dadashiye bala!

    har chi badi o sakhti, sahme to’e?!
    chera dadshi?

    آذر ۷م, ۱۳۸۶ at ۵:۴۳ ق.ظ

  3. zamini says:

    سکوت صبر تحمل
    آنگاه مطالعه و مراقبه
    کارم این باید باشد که نیست
    تو را نمیدانم
    اما من به همین نیمچه بازی ها هم دلخوشم

    آذر ۷م, ۱۳۸۶ at ۸:۵۶ ق.ظ

Leave a comment