خسته ام

۹م شهریور , ۱۳۸۶ , دسته بندي : old

گربه‌ی خسته
رو بالکن نشسته
خمیازه می‌کشه
می‌خوابه
خسته می‌شه
خستگی‌ش در نمی‌ره
رو بالکن می‌شینه
و به کوچه نگاه می‌کنه…

کوچه پر می‌شه
کوچه خالی می‌شه
گربه خسته می‌شه
گربه خمیازه می‌کشه
می‌خوابه
گربه‌ـه تصمیم می‌گیره دیگه بیدار نشه
اما نمی‌تونه
چون گشنه‌اش می‌شه
و می‌ره جایی که یا خستگی‌ش کامل در بره
یا گشنگی‌ش
یا هر دو.
و بعد می‌خوابه
و یادش می‌ره که چه تصمیم‌هایی داشته؛
وقتی که خیلی گشنه‌اش بود
و خسته…

You can leave a comment, or trackback from your own site. RSS 2.0

۳ comments

  1. abtin says:

    این عکس کامی نیست ؟

    شهریور ۹م, ۱۳۸۶ at ۹:۲۸ ق.ظ

  2. zamini says:

    نمیتونم بفهمم

    شهریور ۹م, ۱۳۸۶ at ۱:۰۹ ب.ظ

  3. S.M.H.T.H says:

    نمی دانم
    شاید واقعا

    شهریور ۹م, ۱۳۸۶ at ۵:۱۷ ب.ظ

Leave a comment