سرد و عنکبوتی

و ترس از همهی قورباغههای سبز کنار مرداب
که زهرهای موقتی و اشکآورشان
طلسم همهی بوسههایم را
دیزیبل میکنند.
که زهرهای موقتی و اشکآورشان
طلسم همهی بوسههایم را
دیزیبل میکنند.
میترسم
و دنبالت تا آن طرف مرداب میآیم
لبخند میزنند؛
نه اشکمان در میآید، نه تاول میزنیم.
بوسههایم اما،
زیر آن همه اضطراب
کمرنگ
و محو
میشوند.
سرد و عنکبوتی
…
فاصلهاش چوبه
بین گرما و سرما…
فاصلهاش تاره
بین طعمه و عنکبوت…
و من هنوز همچنان سردم،
بین طعمه و عنکبوت؛
سردم،
بین طعمه و عنکبوت؛
و ذوب میشم
وقت عنکبوت به طعمه برسه
و بهار شه
و لعنتی بودن تو
فابریک کارخونه شه…
سردم میذاری،
مثل عنکبوت…
____________________________________
مسافرم
پست مرتبطی وجود ندارد.
۴ comments
Leave a comment
You must be logged in to post a comment.

S.M.H.T.H says:
چی بگم
می گما سایت می دریم جواب نمی ده
شهریور ۵م, ۱۳۸۶ at ۸:۱۵ ق.ظ
K/-LP/-Kmarmolak says:
ha?
man ke chizi nafahmidam!
safar be salamat!
شهریور ۶م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۰۳ ب.ظ
S.M.H.T.H says:
این متن ویرایش شده
قبول نیست
شهریور ۶م, ۱۳۸۶ at ۱:۱۵ ب.ظ
SAHHHAR says:
شهریور ۶م, ۱۳۸۶ at ۱:۵۶ ب.ظ