یاد تو

۱۶م تیر , ۱۳۸۶ , دسته بندي : تراوشات, روزنوشت, عاشقانه

ستاره قول می‌دهم
تا ابد
هر وقت پنجره را باز کردم
…و یاد تو افتادم
‏…‏

ستاره،
اصلاً هیچ‌وقت پنجره را باز نمی‌کنم.‏
بگذار مردم بدانند/فکر کنند
سال‌هاست تمام قول‌هایم را فراموش کرده‌ام…‏
سال‌هاست،
پشت پرده در انتظار ابر لحظه‌شماری می‌کنم.‏

ستاره، تو که قول‌های مرا باور [نـ]ـمی‌کنی؟! می‌کنی؟
تو که هرگز دوباره پشت پنجره قدم نمی‌زنی؛ می‌زنی؟
تو که هرگز نمی‌روی؛ می‌روی؟

پنجره را هم با تو
دفن می‌کنم.

You can leave a comment, or trackback from your own site. RSS 2.0

۴ comments

  1. setareh c says:

    دنیای پاکی داری
    نگهش دار
    اما بجنگ
    بجنگ
    بجنگ
    براش

    تیر ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۲:۲۴ ب.ظ

  2. S.M.H.T.H says:

    اوه اوه

    تیر ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۳:۱۵ ب.ظ

  3. asal kallepaz says:

    akhey..

    midooni, in harfa, baraye oona yi ke beghole khodeshoon, daran barmigardan, tekrari ye o ye mosht harfe..

    ama, mage mishe harfe del , tekrari bashe dadashi?

    تیر ۲۴م, ۱۳۸۶ at ۶:۵۱ ق.ظ

  4. ઈ♥n♥Z|☼| says:

    ۰ops :|

    آبان ۲م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۲۱ ب.ظ

Leave a comment