it's me ?

۱۲م تیر , ۱۳۸۶ , دسته بندي : تراوشات

متنفر می‌شوم .‏
تو که می‌دانی [اما چه فایده].‏
باید با تابستان جنگید؛ باید با موج عظیمِ نُرم‌های تابستانی جنگید.‏
باید جنگید.‏
تو که می‌دانی [اما چه فایده].‏

خیلی وقت‌ـست سر از اثبات کول بودن‌ـم برای مترسک ‏برداشته‌ام.‏
تو نمی‌دانی، این‌ را هیچ‌وقت به‌ـت نگفتم. خواستم بمانی و شک ‏کنی. خواستم بمانی و هر شب با ترس به تخت بیایی. خواستم ‏بمانی و نصف شب‌ها فکرهای عجیب به سرت بزند، بعد صبح ‏به‌واسطه‌ی همه‌ی آن فکرها غرق‌ـت کنم.‏
کول نیستم؟!

برچسب‌ها: , , ,
You can leave a comment, or trackback from your own site. RSS 2.0

One comment

  1. asal kallepaz says:

    difoone i dige.
    hey mipichooni adamo..

    mano ham pichoondi
    man adamam pas?
    are?
    khoshhal
    shodam.

    in be oon balayi, dar!

    che axiiiiiiiii
    bahale..

    تیر ۲۴م, ۱۳۸۶ at ۶:۵۵ ق.ظ

Leave a comment