زندگی
خواب مزرعه میبینم.
مترسک برای گندمها یک قهرمان واقعی است؛
گندمها برای مترسک نیز.
هه،
استثمار!
کلاغ پیر خواب میبیند،
شکست کُمُن وقتیست که کلاغی پیش پای مترسک بمیرد.
آنوقت هیچکس باور نمیکند،
مترسک را نباید تشویق کرد.
خواب مزرعه میبینم و
همهچیز روی سایلنت میگذرد؛
جز غروب آفتاب که لای گندمها گم میشود و
گندمهایی که لای پیانو.
همان بهتر که هیچکس نمیداند مترسک بلدست پیانو بزند یا
Related posts:

zartosht says:
سلام فرهاد جان
همونطور که میبینی جای نوشتن کامنت توی صفحه تو بستست
من فقط می خواستم برات شکل خنده بفرستم و نمی دونم این نوشته از کجا اومد؟ برام خیلی عجیبه.ممکنه تکرار یه نوشته قدیمی باشه؟
تیر ۱م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۲ ب.ظ