Sign In & Sign Out

۹م اردیبهشت , ۱۳۸۶ , دسته بندي : آشفتگى‌ ها

مالِ من
با یه «ساین آوت» شروع می‌شه،
با یه «ساین آوت» هم تموم می‌شه؛
صبح قبل از شیرکاکائو، شب قبل از توت‌فرنگی.
حیف که تو همه‌ش خوابی اما؛
وگرنه این‌وایت‌ـت می‌کردم…

اگر تو خواب پرنده ندیده بودی،
و من نترسیده بودم،
و جنگ تازه تموم نشده نبود،
می‌شِستم برات از سیر تا پیاز می‌گفتم
که چه‌جوری شد که من یه شب تصمیم گرفتم…
.
.
.
بیداری؟

لطفاً،
صبح زود،
قبل از این‌که حسابی بیدار شی و خواب‌ـت بپّره،
یه‌جوری که خواب من‌م نپّره،
بیدارم کن تا برات بگم که…
.
.
.
ممم…
چی‌رو قرار بود بگم؟

خب،
هر چی بخوای برات می‌گم،
فقط باید قبل‌ش یه ری‌لاگ‌این کنم…

تو که به‌تر می‌دونی،
عواقب بی‌خوابی‌های گذشته‌ست…
وگرنه…
ممم…

Related posts:

  1. قانون
برچسب‌ها: , , , ,
You can leave a comment, or trackback from your own site. RSS 2.0

۵ comments

  1. K/-LP/-Kmarmolak says:

    jaleb bood ama rastesho bekhay man nesfesho nafahmidam!
    ama az sabke neveshtat khosham omsd ;)

    اردیبهشت ۹م, ۱۳۸۶ at ۹:۵۱ ق.ظ

  2. SAHHHAR says:

    bikhabi!
    mifahmam.

    اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۹ ق.ظ

  3. S.M.H.T.H says:

    ها کی اپ کردی

    باز اینجوری نوشتی پسر خوف بابا

    خوب اگه کدش رو باز کنم قول می دی زندهم بذاری ;) )

    اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۵۰ ب.ظ

  4. setareh c says:

    همه چیز یک ساین این و بعد ساین اوت است
    اما مهم اینکه که تو این دوثانیه چکارمیکنی

    اردیبهشت ۲۹م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۳۰ ق.ظ

  5. zartosht says:

    چه زیبا
    کلی حال کردم
    تا تهران اومدی چرا پیش من نمیای؟

    خرداد ۳م, ۱۳۸۶ at ۳:۵۷ ق.ظ

Leave a comment

You must be logged in to post a comment.