فعلا خداحافظ

۳۱م فروردین , ۱۳۸۶ , دسته بندي : آشفتگى‌ ها, تراوشات, روزنوشت
دیگه از راست نوشتن خسته شدم
میخوام یکم دروغ بگم
بلند بلند آواز بخونم
موزیک رپ و متال رو با صدای بلند گوش بدم
داد بزنم
خیلی این روزا دلم تنگه
دیگه رویای دیدن هم فاز نمیده
میخوایم پوست بندازم
دوباره تازه بشم
اینم دپرسینگ قبلش هست
تو فکر یک جای تازه برای زندگی
شاید
دورتر از خواب
نزدیکتر از بیداری
نمیدونم
فقط اینرو میدونم که زندگیم سگی شده

دیگه تا مدتها آپ دیت نمیکنم
میدونم بکنم و نکنم فرقی به حال کسی نداره
فعلا

Related posts:

  1. آخرین رویای سرد
You can leave a comment, or trackback from your own site. RSS 2.0

۲ comments

  1. مدادِ سفید says:

    پوست انداختن یکمی درد داره اما آخره حاله
    شما دیر به دیر آپ می کردی اما نوشته های خیلی خیلی جالبی داشتی و داری
    من منتظر نوشته های جدیدتون می مونم
    آرزو می کنم که با یه نیروی جدید و پر برگردین
    به قول خودتون:
    سفر به سلامت مسافر من
    مواظب خودتون باشین
    در پناه خدا باشید تا ابدالآباد

    اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۵۹ ق.ظ

  2. K/-LP/-Kmarmolak says:

    baron miad!
    sardame ama boye baroono be sardie hava tarjih midam!
    raftam ghadam zadam ama…
    eykash bebinamet! deltang shodam shadidan!

    اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۰۳ ق.ظ

Leave a comment

You must be logged in to post a comment.