آخرین نوشته

۱۹م تیر , ۱۳۸۵ , دسته بندي : آشفتگى‌ ها, تراوشات, شعر

…شاید کسی نداند !!! اما از این به بعد شما ها میدانید و این برای من کمی تسکین دهنده هست
…خبر این است که من دارم به آهستگی میمرم
…امشب تمام نوشته های قبلی را پاک کردم تا اثری از من نماند، و فقط این آخرین نوشته بماند
…تا یادتان باشد فرهادی بود و مدتی ماند و رفت

: و این آخرین نوشته

خلاصه نمی دانم به چه چیزی راه یافته ام
به سؤال های مکرر به تقلید مرگ
یا اگر خروسی را اشتباهی کلاغ گفتم
? آیا سایه ای از اشباح درون من مغازه باز نکرده است
این ها همه جنس شما را به من می دهد
با صدای بیل و کلنگش غول کوچکش
پرنده ی در قفسش حقوق روزانه اش
از چپ به راست که راهی نیست
بله پای آدم عجیبی در میان است

You can leave a comment, or trackback from your own site. RSS 2.0

۱۱ comments

  1. zamini says:

    aval shodam

    تیر ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۳:۴۱ ق.ظ

  2. S.M.H.T.H says:

    نمی دانم چی می خواهم بگویم زبانم در لبان باز بسته است !

    تیر ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۵۹ ب.ظ

  3. ઈ♥n♥Z|☼| says:

    kheyli in matn0 d0sesh daram :(

    تیر ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۴:۴۹ ق.ظ

  4. R♥zZ!ta says:

    ghashang bood ♥
    mamnoon az in ke be man sar zadi

    تیر ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۹:۱۴ ب.ظ

  5. setareh c says:

    اهلی کردن که خوب نیستش
    باید آزاد باشی
    همیشه خودت باشی
    اهلی کردن یعنی درزنجیر کردن
    محدود کردنت تغییر دادنت به اون شکلیکه تو نمیخواهی
    اما اون میخواد
    اینه چیزی که میخواهی؟

    تیر ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۲:۴۲ ق.ظ

  6. Farhad Noori says:

    اهلی کردن به معنی اسارت نیست
    اهلی شدن کار آسونی نیست
    اهلی شدن سخته

    تیر ۲۲م, ۱۳۸۵ at ۱:۴۴ ب.ظ

  7. setareh c says:

    bale sakhte

    تیر ۲۲م, ۱۳۸۵ at ۱:۵۹ ب.ظ

  8. Sahar Nazdeek Ast p says:

    فرهادگرامی
    به سلامتی کجا میرید

    چراهمتون میرید
    و
    ؟؟!!!
    میدونم بازهم میاید

    به هرحال

    پاینده باشیدوسرفراز

    تیر ۲۳م, ۱۳۸۵ at ۵:۰۲ ق.ظ

  9. Mostafa says:


    پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
    دیوار زندگی را زین گونه یادگاران

    وین نغمه‌ی محبت بعد از من و تو ماند
    تا در زمانه باقی‌ست آواز باد و باران

    شفیعی کدکنی

    تیر ۲۳م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۳۵ ق.ظ

  10. setareh c says:

    کجا میری؟؟
    آسمون که نمیشه بی ستاره و ماه
    یامثلا
    دریاچه بدون آب؟
    الان چی شده که
    همه ستاره هامون یکی یکی
    ….
    نوررا باید که همواره تاباند
    همواره باید دیوانه هایی دراین دنیا باشند تا
    سکون رابه حرکت
    و حرکت را به تبخیر تبدیل کنند

    تیر ۲۳م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۰۷ ب.ظ

  11. zamini says:

    farhad jan nemidanam ke chera va be che elat va yad gereftam ke hichvaght chera nagam vali to ro be on khodaee ke miparasti age kari az dast man bar miad begoo nakone harfi to delet bemoone nagi nakone beri o man nashnakhte bashamet on farhadi ke man to zehname kheili ghavi hast ….dige nemidoonam chi begam vali moragheb bash

    تیر ۲۴م, ۱۳۸۵ at ۴:۰۶ ق.ظ

Leave a comment