Article

۰۳۶

متنفرم از جدایی
وقتی که ندانی چرا
وقتی که هیچ راهی برای ارتباط نیست
و مجبوری پپذیری‌اش بی هیچ حق انتخابی

و دوست دارم کسی را
زبانش را بفهم
بدانمش
و . . .

Leave a Comment
Article

۰۳۵ – مرگ

عزرائیل را باید کُشت
جور دیگر باید مُرد

Leave a Comment
Article

۰۳۴ – برای آزادی ات

چیزی که شما زنان هنوز باید بیاموزید
آن است که کسی قدرت را به شما وانمی‌گذارد. باید آن را به چنگ آورید.
رزن بار

Leave a Comment
Article

۰۳۳ – پله

یه جایی آدم ها رو پله میکنن
که خودشون بالا برن
ما داریم با هم پله می سازیم
که با هم بالا بریم

رونوشت خیلی خاص داره !

Leave a Comment
Article

۰۳۲ – الهی

الهی؛
زین پاک زمین مردم ناپاک به در کن
وز مزرع  دین این خس و خاشاک به در کن

Leave a Comment
Article

۰۳۱ – زیر پرچم

با هم رفتیم پیش رئیس
تکلیف رو مشخص کرد

جهت ثبت در تاریخ

Leave a Comment
Article

۰۳۰

اسمش رو میزارم انتظار
گرچه ساختگی باشه

Leave a Comment